حاج ملا هادي السبزواري

56

شرح المنظومة

5 - آيا الهيات ، تابع طبيعيات است وبا تغيير طبيعيات ، الهيات نيز دگرگون مىشود ! مسير ديگرى را كه برخى از منتقدين ، به عنوان بهانه‌اى براي نفى فلسفهء اسلامى برگزيده‌اند ، طرح اين قضية وقياس منطقي است كه : « الهيات هر مكتبى ، تابع طبيعيات آن است وبا تغيير طبيعيات ، الهيات آن مكتب خود به خود فرو مىريزد » واز آنجا كه طبيعيات قديم اسلامى بسيارى از نظرياتش تنقيص ويا باطل گشته است ، به ناچار بايد در ساختار الهيات اسلامى دگرگونى ودستكارى به عمل آيد . در ضمير اين برهان نااستوار ، چندين قضية نامسلّم وپيشينى ( كه از پيش صحيح مفروض شده ) مستتر ودر آن گنجانده شده است وسپس استنتاج منطقي به عمل آمده است . مواد اين قياس به شرحي كه در زير آورده‌ايم فاسد است : الف - در اين گزاره موضوع طبيعيات والهيات يكى ( يا به نسبت تساوى ) پنداشته شده است زيرا تنها در اين حالت است كه تبادل وتوالد بين آنها برقرار مىشود واز نقض يكى نقض ديگرى لازم مىآيد وبالعكس . در صورتي كه نسبت ميان اين دو علم ، عام وخاص مطلق محسوب مىشود . زيرا همان طور كه قبلا گفتيم موضوع طبيعيات بخشي وجزئي از عالم هستى است ودر فلسفه از كل هستى بحث مىشود . واگر از ديدگاهى عميق‌تر وبر مبناى عرفان نظري ونظريهء وحدت وجود بخواهيم بحث را دنبال كنيم نسبت آن دو به تباين تبديل مىشود . چون يك طرف هيچ است ووجودش اعتباري است ، واز قبل وجود حقيقي وأصيل ، از عالم عدم پا به عرصهء وجود نهاده ، وبه عنايت أو ، واز مبدأ جواد بارى حصه‌اى از فيض وجود يافته ، تا مادامى كه اراده بارى تعالى فيضش را دوام بخشد وجودش باقي است ورقيبى براي وجود حقيقي أصيل أو ، چه در مرتبهء احديت ، وچه در مرتبهء واحديت متصور نيست ، تا بخواهيم علم به وجود حقيقي را ، با علم به موجودات بسنجيم ، وبين آن دو نسبتي برقرار بسازيم .